تبلیغات
بیولوﮊی - پروتئین های 3-3-14 _نقش درسرطان و بیماری های انسانی
بیولوﮊی
- اطلبو ا العلم من المهد الی اللحد. ( زگهواره تا گور دانش بجوی)

پروتئین های 14-3-3 خانواده ای از ملکولهای موجود در سلولها هستند که در مسیرهای تشخیصی پروتئین کینازی در تمام سلولهای یوکاریوتیک همکاری می کنند. پروتئین های 14-3-3 با عمل کردن بعنوان نقشه های اتصال فسفوسرین/فسفوترئونین در بر همکنش های وابسته به فسفریلاسیون بین پروتئین ها، کنترل پیشرفت چرخه سلولی، آغاز شدن و ادامه یافتن چک پوینت های آسیب DNA، فعال سازیMAPکیناز، جلوگیری از آپوپتوزیس و هماهنگ کردن سیگنالهای درونی و حرکت سیتواسکلتی ایفای نقش می کنند. با توجه به نقش پروتئین های 14-3-3 در بیماریهای انسانی بخصوص سرطان،  در این مقاله در مورد تنظیم ساختار 14-3-3 و اتصال آن به لیگاند بحث خواهیم کرد و آخرین اطلاعات در مورد نقش ایزوتیپ های مختلف 14-3-3، برهمکنش پروتئین های 14-3-3 با  Raf، Cdc25 و اعضای متنوع اینتگرین ها و ویژگی هایی از پروتئین 14-3-3 که ممکن است در درمان بیماری های انسانی به عنوان هدف مورد استفاده قرار گیرند را به اطلاع می  رسانیم.

پروتئین های 14-3-3 خانواده ای از ملکولهای موجود در سلولها هستند که در مسیرهای تشخیصی پروتئین کینازی در تمام سلولهای یوکاریوتیک همکاری می کنند. پروتئین های 14-3-3 با عمل کردن بعنوان نقشه های اتصال فسفوسرین/فسفوترئونین در بر همکنش های وابسته به فسفریلاسیون بین پروتئین ها، کنترل پیشرفت چرخه سلولی، آغاز شدن و ادامه یافتن چک پوینت های آسیب DNA، فعال سازیMAPکیناز، جلوگیری از آپوپتوزیس و هماهنگ کردن سیگنالهای درونی و حرکت سیتواسکلتی ایفای نقش می کنند. با توجه به نقش پروتئین های 14-3-3 در بیماریهای انسانی بخصوص سرطان،  در این مقاله در مورد تنظیم ساختار 14-3-3 و اتصال آن به لیگاند بحث خواهیم کرد و آخرین اطلاعات در مورد نقش ایزوتیپ های مختلف 14-3-3، برهمکنش پروتئین های 14-3-3 با  Raf، Cdc25 و اعضای متنوع اینتگرین ها و ویژگی هایی از پروتئین 14-3-3 که ممکن است در درمان بیماری های انسانی به عنوان هدف مورد استفاده قرار گیرند را به اطلاع می  رسانیم.

پروتئین های 14-3-3 از جمله فراوانترین پروتئین های سلولی هستند که در سال 1967 بعنوان خانواده ای از پروتئین های اسیدی کشف شدند، اما نقش واقعی آنها تا 1995 ناشناخته بود . در این زمان موسلین و همکارانش که روی فسفریلاسیون Raf و اتصال 14-3-3 مطالعه می کردند و نیز موریسون و همکارانش کشف کردند که پروتئین های 14-3-3 بطور اختصاصی به پپتیدهای حاوی فسفوسرین متصل می شوند، ازینرو پروتئین های 14-3-3 به عنوان بهترین مثال ملکول های اتصال فسفوسرین/ترئونین مطرح شدند. این نکته که دمین های تشخیصی الگو قادرند به توالی های کوتاه حاوی فسفوتیروزین مثل دمین های SH2 وPT متصل شوند  بخوبی درک شده بود اما تصور می شد که فسفریلاسیون پروتئین بدنبال اتصال سوبسترا به دمین های اتصال فسفری الگو برای فرمان دهی وقایعی که منحصرا بوسیله نوع خاصی از پروتئین کیناز واسطه گری می شوند انجام شده است. بر خلاف این تصور می شد سیگنال دهی سلولی بوسیله سرین و ترئونین کیناز که حدود 92 درصد پروتئین کینازهای انسان را تشکیل می دهند بوسیله سایر مکانیسم ها مثل تغییر شکل فضایی بدلیل فسفریلاسیون سوبسترا انجام شود که این مطالب کاملا مورد تائید است. بهرحال سلول های یوکاریوت دربردارنده همایش های متنوع دمین اتصالی فسفوسرین/ترئونین با پروتئین های14-3-3 است. این دمین ها مثل خود پروتئین های 14-3-3 در کنترل تکثیر سلولی در پاسخ سلول ها به آسیب DNA  و همینطور هماهنگ کردن مکانیسم های میتوزی نقشی حیاتی ایفا می کنند.

اصطلاح 14-3-3 به خانواده ای از پروتئین های دیمری اسیدی که در تمام سلولهای یوکاریوتی تجلی پیدا می کنند اطلاق می شود. این خانواده پروتئین های بسیار حفاظت شده شامل 7 ایزوتیپ مختلف در سلولهای انسان (β، γ، δ، ε، ζ، η، ι) می شود که نقشی حیاتی در تنظیم پدیده های سلولی مختلفی ازجمله بقای چک پوینت های چرخه سلولی و تعمیر DNA، جلوگیری از  آپوپتوزیس ، شروع تمایز، هماهنگی چسبندگی سلولی و حرکت سلولی بر عهده دارد. تمام پروتئین های 14-3-3 به موتیف های پپتیدی حاوی فسفوسرین/ترئونین که مسئول توالی های RSXpSXP یا RXXXpSXP هستند متصل می شوند. بسیاری از پروتئین های اتصالی به 14-3-3 حاوی توالی هایی هستند که بشدت با این موتیف ها جفت می شوند، اگرچه اتصال تعدادی از لیگاندها به 14-3-3 مستقل از فسفر و در حالتی اتفاق می افتد که توالی های آنها به این موتیف ها شباهتی ندارد. اخیرا پوزلو و همکارانش برای تشخیص بیش از 200 نوع از لیگاندهای اتصالی به 14-3-3 از تکنولوژی کروماتوگرافی میل ترکیبی و اسپکترومتری جرمی استفاده کرده اند، تمام این لیگاندها توانائیشان را برای اتصال به 14-3-3 بر اثر دفسفریلاسیون با سرین/ترئونین فسفاتاز PP2A در محیط درشیشه از دست می دهند. برخی از پروتئین ها که به ستون تمایلی 14-3-3 متصل می شوند حاوی توالی هایی هستند که بشدت با موتیف های اتصالی مناسب جفت می شوند، درحالیکه بقیه علیرغم اتصال ویژه فسفری به 14-3-3 تنوع زیادی در توالی حفاظت شده نشان می دهند.

تصور می شود تمام پروتئین های 14-3-3 دارای ساختار سوم مشابهی باشند، ساختارهای ساخته شده از یک α هلیکس برای هر منومر 14-3-3 که عملکرد بیولوژیک مشابه دیمر دارد و تا حدودی خم شده و ساختاری شکل را ایجاد می نماید. 4تا از این αهلیکس ها مستقیما در شکل گیری دیمر شرکت نموده در حالیکه سایرین دیوارهای کناری و سقف U را می سازند. اتصال 14-3-3 به موتیف های حاوی توالی های فسفوسرین/ترئونین حاوی برهمنکش های مستقیم بین فسفات با لیزین49 و آرژنین56 در هلیکس αC و آرژنین 127 و تیروزین128 در هلیکس αE است. در سایر ملکول های اسیدی این زیرواحدها یک پاکت ابتدائی را شکل می دهند  که مثالی از توانائی فسفریلاسیون سرین/ترئونین سوبسترا برای فعالیت به عنوان لیگاند اتصالی کنترل کننده تغییرات ملکولی است. وانگ و شاکس تمام توالی های 14-3-3 شناخته شده تا سال 1996 را مقایسه کرده و  5 بلوک حفاظت شده در خانواده 14-3-3ها را کشف کردند. این مناطق حاوی هلیکس های اتصال لیگاندی(αI، αC، αE و αG) می باشند که در منطقه انتهایی هلیکس αA، لوپ اتصالی αA/αB و منطقه ابتدایی هلیکس αB که قسمت های مهمی از ساختار دیمری را شکل می دهند وجود دارند. 14-3-3ها هرچند توالی حفاظت شده  و ساختاری مشابه دارند اما بطور یکسانی به یک لیگاند بخصوص متصل نمی شوند. اگرچه تعداد اندکی از برهمکنش های ویژه ایزوتیپی برای اتصال بخوبی مشخص شده اند اما با توجه به اهمیت بسیار زیستی آنها شایسته است تحقیقات بیشتری در این خصوص انجام شود.

تعدادی از اعضا خانواده 14-3-3 ازجمله β و ζ  می توانند به کنترل های پس ترجمه ای با فسفریلاسیون پاسخ دهند. آیتکن و همکارانش و نیز دوبیس و همکارانش معین کردند در سیستم های درشیشه و در مجود زنده  پس از فسفرِلاسیون چندین مکان از پروتئین های 14-3-3 بعنوان هدفی برای کینازهای ابتدایی یا سایر کینازها هستند. مدل سازی ساختاری و تحقیقات تجربی مستقیم با استفاده از Raf این نظریه را مطرح می کند که فسفریلاسیون این محل ها می تواند توانائی اتصال فسفری 14-3-3 را تغییر دهد. ابسیلوا و همکارانش گزارش نمودند که فسفریلاسیون تیروزین 233 در  14-3-3ζ با کازئین کیناز Ι سبب تغییر کنفورمیشنی در ترمینال  و در نتیجه کاهش اتصال لیگاندی وابسته به فسفر و سرکوب فعالیت سروتونین N استیل ترانسفراز 14-3-3 تحریک شده در محیط درشیشه می شود. پاول و همکارانش کشف کردند که در سیستم درشیشه  MAPKAP کیناز 2 می تواند با  14-3-3ζ در سرین58 برهمکنش داشته و البته آنرا فسفریله نماید .  بررسی مدل رایانه ای در تحقیقاتی که با استفاده از موتان  14-3-3  S58D انجام شد اثر فسفریلاسیون در توانائی دیمری شدن  14-3-3 را تائید کرد.

در سری آزمایشات مهمی شان و همکارانش نشان دادند که تنظیم  14-3-3 بواسطه فسفریلاسیون در شکل منومری بیش ازشکل  دیمری انجام می شود. علاوه براین آنها اتصال فرم دیمری(شکل وحشی) و منومری(جهش یافته) پروتئین های 14-3-3 به پروتئین های اندوژن فسفریله و غیرفسفریله را در سلول های COS-7 و HEK  با استفاده از آنتی بادی برعلیه یکی از موتیف های اتصالی فسفری  14-3-3 (RSXpSXP) و عصاره های پروتئین های مارکدار شده  [35]-S  مطالعه کردند. هرچند بسیاری از پروتئین های مارکدارشده [35]-S  به شکل مو.تان GST (منومری)   14-3-3 متصل هستند این برهمکنش مستقل از فسغر است،  در حالیکه فقط پروتئین هایی که به GST- 14-3-3  دیمری(شکل وحشی)  متصل می شوند  بوسیله آنتی بادی ویژه  موتیف  14-3-3 شناسایی می شوند. از این نتایج  می توان چنین استنباط نمود که مهار القاشده فسفریلاسیون دیمری شدن 14-3-3 مستقیما زیر مجموعه لیگاندهای اتصالی در محیط زنده را تغییر می دهد و بطور غیرمستقیم اتصال لیگاندها به پروتئین های 14-3-3 باقی مانده را با کاهش مقدار ایزوتیپ های مشخص 14-3-3 در مخزن دیمری تحت تاثیر قرار می دهد.

مکانیسم دیگر تنظیم کمپلکس لیگاند:14-3-3 تنظیم ترجمه خانواده 14-3-3 است. منطقه پروموتر و قطعات ´5 ترجمه نشده ایزوفرم های متفاوت 14-3-3 متنوع است که مستلزم وجود مکانیسم های تنظیم ترجمه ای متفاوتی است. آیتکن نشان داد که ایزوفرم های 14-3-3 در ویژگی های خود برای همو و هترودیمری شدن متفاوتند. ازینرو  هترودیمرهای متفاوت احتمالا به لیگاندهای هدف متفاوتی متصل شده و یا به یک لیگاند هدف مشابه اما با میل ترکیبی متفاوت متصل می شوند، این تغییرات در تجلی ایزوفرم های ویژه 14-3-3به احتمال زیاد به تغییرات مفصل بلندتری در سیگنال دهی سلولی می انجامد. بعلاوه تجلی سطح بالای یک ایزوفرم احتمالا تجلی ایزوفرم دیگری را متوقف کرده و از دیمر شدن آن با ایزوتیپ کمتر شایع سوم جلوگیری می نماید، این پدیده را تداخل ایزوتیپی می نامند. برای فهم ارتباطات مجزای هترودیمر ها و نیز تداخل ایزوتیپی در سیگنال دهی وابسته به 14-3-3 مطالعات وسیعتری لازم است.

طبیعت دیمری پروتئین 14-3-3 به آن اجازه اتصال همزمان به بیش از یک مکان روی لیگاند هدف را می دهد. یک مدل برای عمل 14-3-3 شامل اتصال یک باقیمانده نگهبان دروازه غالب است که محل های دومی با میل ترکیبی کمتر برای  14-3-3 فراهم می آورد. دراین مسیر احتمالا ساختار پایدار  14-3-3 بعنوان ملکولی سندانی شکل برای تثبیت شکل فضایی لیگاندهای متصل عمل می کند. این کنفورمیشن های اتصالی  14-3-3 می تواند فعالیت کاتالیتیکی پروتئین متصل به آن (Raf ، استیل سروتونین ترانسفراز، Chk1 و Wee1 ) را افزایش دهد و پروتئین های فسفریله شده (Cdc25c و NUDEL) را جداکرده و یا سایر وقایع فسفریلاسیون دیگر (BAD) را تسهیل می نماید. علاوه بر این اتصال  14-3-3 احتمالا توالی های هدف سلول را پوشانده یا از بین می برد، در نتیجه تغییر در صادرات و واردات هسته یا سایر اندامک ها با تداخل ملکولی بوجود می آید.

 نکته جالب آنست که هرچند پروتئین های  14-3-3 در تمام سلولهای یوکاریوت ازجمله گیاهان، مخمر و پروتئوزوآها تجلی می یابند اما یک جد پروکاریوتی مشخص معلوم نیست. علیرغم همولژی زیاد توالی ها و ساختار سوم پروتئین های  14-3-3 مسیرهایی که این پروتئین ها در آن عمل می کنند بطور قابل توجهی متنوع است. از این نکته می توان نتیجه گرفت که تکامل یوکاریوتیک ترکیبات سیگنال دهی جدید و مسیرهای متنوعی را برای کسب سود از عملکرد  14-3-3 بوجود آورده تنوع تعداد ایزوفرم های  14-3-3 در موجودات عالی تر لزوم وجود تنظیم مناسب برهمکنش ها برای کسب عملکردهای مجزا در شبکه کمپلکس سیگنال دهی را خاطر نشان می سازد. تغییر برخی از این پیچیدگی ها  و ویژگی های ایزوفرم ها در سیگنال دهی  14-3-3 در گزارشات اخیر بیماری های انسانی تائید شده است.

تغییرات تجلی بسیاری از پروتئین های 14-3-3 با چندین سرطان انسانی مرتبط است. تنظیم کاهشی 14-3-3δ با تعدادی از سرطانهای اپیتلیالی انسان مرتبط است. ورکوتر- ادوارت (Vercoutter-Edouart) و همکارانشان  نشاندادند که  14-3-3δ براحتی در ژل دوبعدی رنگ آمیزی شده با کماسی از سلولهای اپیتلیالی نرمال سینه قابل تشخیص است ، اما در نمونه پروتئین های سرطان سینه که پس از هضم تریپسین  بوسیله MALDI-TOF و MS/MS تیمار شده اند قابل تشخیص نیستند.  فرگوسن ( Ferguson) و همکارانش نیز از طریق آنالیز  SAGE  معلوم  کردند که سطح RNA  پیامبر 14-3-3δ در 45 مورد از 48 کارسینومای ابتدائی سینه تا سطوح بسیار پائین کاهش می یابد و بررسی های بیشتر مشخص نمود که در این سلولها بشدت هیپرمتیلاسیون  اتفاق افتاده بطوری که در 75 مورد از 82 کارسینومای سینه مورد بررسی در جزایر CpG  مکان ژنی (لوکوس) 14-3-3δ هیپرمتیلاسیون شدید رخ داده و سبب خاموشی ژن مذکور می گردد. علاوه براین ، کشت  این سلولها با 5آزا 2́ داکسی سیتیدین  سبب می شود متیلاسیون زایی در ژن انجام شده و سنتز 14-3-3δ  mRNA افزایش یابد. آمبریخت (Umbricht)  و همکارانش گزارش کردند که در بیماران با سرطان سینه ناحیه پروموتور 14-3-3δ حتی در بافت نرمال احاطه کننده مجاور تومور ( منطقه سرطانی ) هیپرمتیله شده اند. این اطللاعات در حالیکه هیچکدام از بافت های کنترلی افراد نرمال این پدیده را نشان نداده اند بیانگر آنست که خاموشی ژن 14-3-3δ به احتمال زیاد واقعه ای زود در سرطانزایی سینه است .

اخیرا" اورانو (Urano) و همکارانش مکانیسمی دیگر را تشخیص دادند که بواسطه آن سلولهای سرطان سینه سطح پروتئین 14-3-3δ را کاهش می دهند، دراین حالت این سلولها از طریق تنظیم افزایشی پروتئینEfp ( نوعی لیگاز اوبی کوئیتینی وابسته به انگشت حلقه ای موسوم به  E3 ) که 14-3-3δ را بوسیله پروتئوزوم از بین میبرد عمل می کنند. زمانی که  سلولهای MCF7 که با Efp آنتی سنس کشت شده بودند به موش های آتیمیک پیوند شوند در مقدار 14-3-3δ افزایش نشانداده و سبب کاهش اندازه تومور می شوند.  از آنجایی که موارد مشابه تنظیم کاهشی 14-3-3δ در کارسینومای ریه، نئوپلازی فرج فلسی شکل، کارسینومای مثانه، کارسینومای سلولهای جگر، کارسینوماهای دهانی و کارسینوما های سلول های فلسی  شکل سر وگردن  دیده می شود نقشی عمومی برای 14-3-3δ بعنوان ژن مهارکننده تومور محتمل بنظر می آید.

با توجه به داده هایی که از آزمایشات منظم در لابراتوار وگلستین (Vogelstein) بدست آمده اینگونه بنظر می آید که در سلولهای اپیتلیالی 14-3-3δ نقش مهمی را در پدیده تقویت چک پوینت G2/M پس از آسیب  DNA  برعهده دارد. هرم کینگ (Hermeking) و همکارانش اعلام کردند که 14-3-3δ پاسخ اصلی ژن p53 در سلولهای HCT116 است که در معرض عوامل مخرب DNA قرار گرفته اند و  نقش حفظ چک پوینت G2/M را برای 14-3-3δ در نظر گرفتند. و این در حالی بود تصور می شد  14-3-3δ با تجزیه کردن Cdc25C در چک پوینت G2/M  دخالت دارد. بهر حال 14-3-3δ نقشی منحصربفرد در این پدیده دارد هرچند که اکنون مشخص گردیده  برهمکنشی با Cdc25C ندارد.

چان(Chan) و همکارانش نشان دادند در سلولهای HCT116 همولوگ و نوترکیب که 14-3-3δ  هدف قرارگرفته، 14-3-3δ نقشی اساسی در برقراری چک پوینت G2/M پس ازقرار گرفتن در معرض آدریامیسین (adriamycin) ایفا می نماید. سلولهای ابتدایی 14-3-3δ-/-HCT116  که فاقد توانایی برقراری چک پوینت G2/M می باشند پس از قرار گرفتن در معرض آدریامیسین  مرگ سلولی پس از آن را تجربه می نمایند که این واقعه فاجعه میتوزی خوانده می شود. چان و همکارانش اعلام کردند که سلولهای  14-3-3δ-/-HCT116 قادر نیستند در سیتو پلاسمی که با آدریامیسین تیمار شده Cdc2/cyclin B1 را تجزیه کرده و این پدیده سبب می شود منجر به افزایش چک پوینت G2/M می شود. بر همکنش بین 14-3-3δ و Cdc2 در چندین بقررسی دیگر نیز گزارش شده است، اما بسیاری از سئوالات با توجه به وسعتی که این برهمکنش وابسته به صدمه DNA  ونیز مدوله شدن آن  بوسیله  سیگنال سلولی  دارد باقی مانده است.

بسیاری ازمنابع تاکید می کنند که فعال شدن p53 پس از صدمه  DNA مستقیما سطح 14-3-3δ را افزوده و این افزایش تنظیم شده برای برقراری چک پوینت G2/M ضروری است. بر همکنش بین p53  و14-3-3 پیچیده است و بنظر می آید که حداقل تا حدودی وابسته به نوع سلول باشد. بعنوان مثال 14-3-3δ و سایر ایزوتیپ های 14-3-3 احتمالا  مستقیما به خود p53 متصل شده که سبب می شود عمل اتصال بهDNA و فعالیت p53 بعنوان یک فاکتور رونویسی زیاد شود. وترمن(Waterman) و همکارانش گزارش کرده اند که این برهمکنش ها  در سلولهای قرارگرفته در معرض عوامل آسیب رسان به DNA بین محل نامناسبی از بایندینگ سایت 14-3-3 به p53  یعنی (Ser-378) بود و منجر به دیفسفوریلاسیون همزمان Ser-378 برای ساخت بایندینگ سایت 14-3-3 می شد. استارویدی(Stavridi) و همکارانش گزارش کردند که در سلولهای موتان p53 که قادر به اتصال  14-3-3 به Ser-378 نیستند فعالیت رونویسی کمتر از حالت عادی است. علاوه بر این این نویسندگان اعلام کردند که در سلولهای غیر اپیتلیالی در زمان صدمه DNA  ایزوفرم های ε ، γ و τ  بیش از 14-3-3δ با p53  برهمکنش دارند. در حالیکه اکثر پروتئین های 14-3-3 در بسیاری از انواع سلولها بیان می شوند،  14-3-3δ اصولا در سلولهای اپیتلیالی بیان می شوند. بعدا یانگ(Yang)  و همکارانش توانستند برهمکنش های وابسته به صدمه DNA بین  14-3-3δ و p53 را در سلولهای اپیتلیالی ریه انسان کشف کنند. همانطدر که انتظار می رفت برهمکنش بین 14-3-3δ و p53  سبب پایداری p53 و افزایش فعالیت رونویسی آن می شود. بطور کلی سطح عمومی MDM2 (لیگاز E3 اوبی کوئیتینی که بر p53 اثر تنظیمی منفی دارد) زمانی که سطح  14-3-3δ افزایش یابد دچار کاهش می گردد.

علیرغم اهمیت  p53 در بیان 14-3-3δ سلولهای اپیتلیالی p53-/- سطح بیان پایه 14-3-3δ را حفظ می نمایند. در این مورد p63 ( وشاید p73) نیز می توانند به پروموتر سیگما متصل شوند که یادآور وجود اشکال مختلفی از تنظیم می شود. وبر (Weber) و همکارانش نشان دادند که سلولهای p53-/-HCT116 هنوز پروتئین 14-3-3δ را در حد پایه بیان می کنند، و سطح آن احتمالا در پاسخ به قرارگرفتن در معرض آدریامیسین (همانند سلولهای طبیعی HCT116) افزایش می یابد. بر عکس چان و همکارانش اعلام کردند که در سلول های HCT116 با قرار گرفتن در معرض آدریامیسین  سطح پروتئین 14-3-3δ در سلول بشدت افزایش می یابد. در سلولهای اپیتلیالی در غیاب فعالیت تحریکی 14-3-3δ بر فعالیت p53 نیز شاهد فعالیت p53 در کنترل چک پوینت خواهیم بود که نشاندهنده  چند مقصدی بودن p53 است. مثلا درحالیکه سلولهای p53-/-HCT116 نمی توانند سطح p21 را بیافزایند سلولهای HCT116 14-3-3δ-/- دارای این توانایی هستند، و این بیانگر انست که تنظیم رونویسی p21 توسط p53 کاملا وابسته به حضور 14-3-3δ نیست. دو لورنزی(De Laurenzi) و همکارانش نشان دادند که p63 وp73 می توانند در تنظیم سطح p21 از طریق تنظیم رونویسی نقش داشته باشند، اما بهرحال نقش دقیق آنها در وقایع  صدمه DNAهنوز نا مشخص باقی مانده است. از آنجایی که تحقیقات بونز(Bunz) و همکارانش و چان و همکارانش نشان داد که سلولهای p53-/- ،  سلولهای 14-3-3δ-/- و سلولهای p21-/- همگی قادرند چک پوینتG2/M را آغاز کنند(البته قادر به حفظ آن نیستند) لذا بنظر می رسد 14-3-3δ و p21   در مسیرهای موازی ای که برای بقای توقفG2/M عمل می کنند، هردو p53 را مورد هدف قرار می دهند.

منبع  www.genetics.i8.com






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ
در صورت آنلاین بودن بر روی تصویر کلیک کنید
ثبت شده در ستاد ساماندهی پایگاه اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی





مدیر وبلاگ : pedram hakhami
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرم تماس
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
امکانات دیگر
کلیه حقوق این وبلاگ برای بیولوﮊی محفوظ است